میان جنگلِ ستارهها پی تو گشتهام
ستارهای نگفت کزین سرای بیکسی،
کسی صدات میکند؟!
هنوز دیر نیست
هنوز صبر من به قامتِ بلندِ آرزوست
عزیز همزبان، تو در کدام کهکشان نشستهای؟
هوشنگ ابتهاج - هفتم آبان 98 - كُلن آلمان
برچسب:
نویسنده: النا یزدانی
بعضي ها خيلي عجيبند. يادشان كه مي افتي روحت دوباره جاني تازه مي گيرد. يادشان كه مي افتي بي اراده لبخند بر لبانت مي نشيند.بعضي ها را كم مي بيني .حتي اگر هرگز نبيني باز با تو هستند. بعضي ها عجيب مي آيند و عجيت تر آن كه ديگر نمي روند حتي وقتي كه از كنارت رفته اند. مي مانند ، لبخندشان، تصويرشان، صدايشان ، حرف هايشان ، همه را پيش تو امانت مي گذارند. و تو مي ماني و ياد و آرزوي دوباره ديدنشان.
دلاوگا دريسّو مورن كاستا
برچسب:
نویسنده: النا یزدانی
چه خوش است در فراقی همه عمر صبر کردن
به امید آن که روزی به کف اوفتد وصالی
به تو حاصلی ندارد غم روزگار گفتن
که شبی نخفته باشی به درازنای سالی
سعدي شيراز
برچسب:
نویسنده: النا یزدانی